82.اولین ایستادن
امروز برای اولین بار دستت رو گرفتی به لبه ی میز و وایسادی:*

تازه براى اولين بار يه باى باى نصفه نيمه با دايى كردى ... يه چيزى تو مايه هاى شيشه پاك كردن:دى
الان هم رسما بدبخت شدم:دی دیگه از پله ی آشپزخونه رفتی بالا:))
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


82.اولین ایستادن
